تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
عشق زيباست و آدرس
no-love2lovely.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعده رفتنت بمیره اگه خاطره ها یادم میارنتو رو لااقل از تو خاطره هام نرو کی مثل من واسه توقلب شکستش میزنه آخه کی واسه تو مثل منه بمـــــــــــــــــــــــــــــون دلم من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتنت تو میکشه لحظه هام تباهه بی تو زندگیم سیاهه بی تو نمیتونم
ای پنجره های طلایی عشق ! تسلیم عشق شوید تا حصار غم را بزداییدو نور عشق را از خود عبور دهید ! ای ثانیه های منظم هستی ! ای جشنواره های برپاشده ی طبیعت فریاد ! چلچراغ عشق آویزه ی گوشتان است ! دوستی در گرو خاطره های تمدید شده ی ایثار است ! صبر کنید...... آیین عشق سراسر بخشندگی است ! بایستید...... ایمان مطلق ، حضور روشن تمامی فصل های خداست ! می دانم ! انتخاب با شماست ! ترجیحا خاطره ها را پس نزنید ! دلتان چون گنبد طلایی قدیسان است ! تصمیم بگیرید !حضور خدا را بسنجید ! دریابید که تنهاشما نیستید که عظمت هستی را می دانید !ما نیز دست بر قانون مهربان طبیعت مینهیم تا در جشن های شکوفایی عشق های ابدی سهیم باشیم ! خدا فریادرس است!.... تصمیم با شماست.... انتخاب با شماست.... راهتان باز است ! ای تنها سفر کردگان ! اسماء خدا زنجیره ای است بر گردنتان، که مبادا در سخت ترین روزگاران اورا نخوانید ! پس بیایید ای طلایه داران عصمت جاوید ! بر دلتان مهر محبت خدا را زنید تا خداوند نیز سفره ی دلتان را پربار تر نماید ....!
ساکتم اما میان این سکوت هستی عمر خودم را باختم چند روزی است که در این غربتم خانه ی عشق خدا را ساختم باکه گویم که دلم در این دیار خاطراتی تازه را سر می دهد هر که باشد با تمام تازگی صبر را در خانه ام پر میدهد می روم با هر که عشقم را شناخت سهم با هم بودنم از عشق چیست؟ در میان قاصدان خانه ام جاودان تر از خدا در عشق کیست؟ زاهدی از زهد و تقوا دم زند شرم حوا را برای عشق گفتچون سبکبالان راه معرفت عشق در زیبایی قلبش شکفت پرورش در آسمان هفتم است اشک در عشق خدا تفسیر شد داستان عاشقان دشت عشق در کتاب عاشقی تحریر شد باید از بی کس شدن درسی گرفت با خیال عاشقی پرواز کرد خاطرات خسته را از بین برد با خدا درسی جدید آغاز کرد
شاخه ای از نگهم می خشکد و به شط دل بی آب شده قدمی از دل من می پرسد ! شاید این بار کلامش عشق است ! به دل لک زده از برگ وصال فاتح صبح دلم ، پر مهر است ! دمی از شاخه ی بی کس شدنش می دانم ! که چرا فرش دل آن همه صیاد ، چرا؟ بر کبوتر شدن شاخه گلی تسلیم است ! من کمی می دانم ، هدف فاصله ی شهر خدا تا دل ما، بهدمی عشق ، دمی دلتنگی است ! من کمیمی دانم ، که چرا دست به دستان خدایمدادم ؟ من کمی می دانم ، خادمان حرم عشق چرا بیدارند ؟ ! که چرا عشق ، تمنا و وصال همه را می دانند؟ ! منکمی می دانم ، که چرا خاطر سرو خسته، از نگاه بادی کمی دلتنگ شده ؟ ! که در این شهر غریب ، آشنایی ، ز چه رو شیفته و خام شده ؟ ! من کمی می دانم ، که چرا عزت و ایمان همه کمرنگ شده ؟ ! ز چه رو ، عشق به سجاده نشینان ، پر نیرنگ شده ؟ ! شب پر دلتنگی است ! سایه ای افسرده ! آشنایی خسته ! و دل شاعر شهر ، با لبانی بسته خسته از دلتنگی است ! من کمی می دانم ، خاطر سرد غروب ، ز چه رو ، طلب عشق از آن صبح مسیحا می کرد ؟ ! من کمی می دانم ، که چرا ساکنی از دشت خدا ، دل ویران شده اش ، غمگین است ؟ ! من کمی...
سلام داداش بحث من درمورد عنوان وبلاگته البته امیدوارم ناراحت نشی ولی عشق اصلا زیبا نیست ماکه از عشق بجز خیانت چیزی ندیدیم دوست عزیز خواستی بیا به ماهم سر بزن